گره‌هایی که به راحتی گشوده می‌شوند

نگاهی به نمایش” اوسنه گم شده” نوشته طلا معتضدی و کارگردانی مریم معینی

مهرداد ابوالقاسمی: نمایش "اوسنه گم شده"تلفیقی از داستانی کلاسیک و افسانه‌ای با داستانی کاملا معاصر و امروزی است و تلاش شده تا پلی میان افسانه‌ای قدیمی و رابطه آن با زندگی شهری مدرن امروزی ایجاد شود و به نوعی پیوند میان گذشته و امروز ایجاد کند.

در این میان نویسنده تلاش کرده تا وجهی ازلی- ابدی به اثرش ببخشد. از همین رو شاید نام نمایش "اوسنه گمشده" تعیین شده است. اوسنه معنای افسانه می‌دهد. افسانه گمشده را می توان به دلیل وجوه کهن نمایش و ارتباط آن با جامعه امروز و به دلیل اینکه تاکنون روایتی از آن صورت نگرفته به عنوان مفهوم نام نمایش تفسیر کرد.


نمایش"اوسنه گم شده"در بستری واقع‌گرایانه روایت می‌شود و جز در صحنه‌های پایانی که آیین کهن، از بین رفتن غول که با شکستن شیشه عمر آن صورت می‌گیرد، سایر صحنه‌های نمایش جنبه واقع‌گرایانه دارد. کلاغ که در ادبیات کلاسیک و آیین‌های کهن ایرانی به عنوان نمادی از خبرچینی همواره مطرح بوده است به عنوان فصل مشترک و پیونددهنده دو زمان گذشته دور و امروز به کار گرفته شده است.


صرف‌نظر از قراردادهای ایجاد شده در نمایش برای کاهش زمان شکل‌گیری رویدادها که اتفاقا تاثیر مثبتی هم در ریتم و ضرباهنگ نمایش دارد، اما در برخی از رویدادها و صحنه‌های مختلف، کلاغ نمی‌تواند عنصری باورپذیر برای ارتباط صحنه‌ها با یکدیگر و حتی سایر شخصیت‌ها داشته باشد.


در واقع علت اصلی وقوع این رویداد را باید در سر در گمی نویسنده و کارگردان به لحاظ تعیین گروه سنی مخاطب نمایش دانست.


برخی صحنه‌های نمایش"اوسنه گم شده" برگرفته از شرایط و مسایل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است که اتفاقا تاثیر بالایی هم در ارتباط مخاطب بزرگسال با یک نمایش عروسکی دارد؛ اما همین مسایل به هیچ عنوان برای گروه سنی نوجوان به پایین قابل فهم و پذیرش نیست. در عین حال در روند داستانی نمایش، منطق داستانی و علت و معلول‌های شکل‌گیری برخی رویدادها با رویکرد و نگاهی ساده اندیشانه شکل می‌گیرد و گره‌های داستانی موجود در نمایش به راحتی یکی پس از دیگری باز می‌شوند و تعلیق داستانی به طور کامل در این فرآیند رنگ می‌بازد. نمایش به طور کامل با فراخور گروه سنی نوجوان می‌شود که علت و معلو‌ل‌های شکل‌گیری وقایع برای آنها تاثیر زیادی ندارد و صرفا عنصر پیش برنده داستان است که در ارتباط این گروه سنی با اثر حائز اهمیت است.


در حیطه اجرا و کارگردانی اما می‌توان کارگردانی نمایش را یک گام جلوتر از متن دانست. مریم معینی با استفاده از نور و تعداد محدودی عروسک و آکسسوار که اتفاقا با چاشنی خلاقیت همراه است، در حیطه اجرا موفق عمل کرده است و تصاویر متنوع و متعددی را رقم می‌زند که علاوه بر دارا بودن جنبه‌های زیبایی شناختی به پیوند میان فرم و محتوا هم منجر می‌شود و چینش صحنه‌ها و نوع به کارگیری عروسک‌ها در راستای مفاهیم متن قرار می‌گیرد. نور در نمایش"اوسنه گم شده" تا جایی پیش روی کرده و بر روند نمایش تاثیر می‌گذارد که می‌توان از آن به عنوان یک کاراکتر و عنصر پیش‌برنده یاد کرد. در عین حال و با توجه به فضای محدود و کوچک کارگاه نمایش، خواسته کارگردان و تمنای متن در طراحی صحنه‌های مختلف نمایش هم تامین شده است. معینی در چیدمان صحنه‌ای خلاقیت زیادی به خرج داده است و با استفاده از کل فضای کارگاه و البته تقسیم‌بندی آن در فصل‌های متفاوت نمایش و تمرکز نور در صحنه‌های مورد نیاز، فضای خالی و منفی را از بین برده و نگاه تماشاگر را به نقطه مورد نظرش معطوف کرده است.


به کارگیری چنین روشی در حیطه چینش صحنه‌ای و طراحی دکور نمایش، تاثیر زیادی در طراحی میزانسن‌های نمایش گذاشته و جز در صحنه زندانی‌شدن شاهزاده که در یک مخروط رخ می‌دهد و البته تامین‌کننده نیازهای آن صحنه است، هیچ‌گونه تکراری در طراحی میزانسن‌ها دیده ‌نمی‌شود و در عین حال معینی از گرایش به ورطه کلیشه‌های رایج در نمایش عروسکی تا حد زیادی فاصله گرفته است.


طراحی و ساخت عروسک‌های نمایش با آنکه در ارزیابی تک به تک آنها، مطلوب دیده می‌شود اما در مقایسه با یکدیگر و به طور کلی، یکدستی لازم میان آنها دیده نمی‌شود که البته بخش عمده‌ای از آن را می‌توان با توجه به نیازهای متن و عنایت به اینکه دو نسل متفاوت و دو دوره زمانی بسیار با فاصله از هم در نمایش روایت می‌شوند، توجیه پذیر دانست.


شکستن"شیشه عمر"غول که به نوعی حکم پایان‌بندی و نقطه عطف داستان را دارد، تا حد زیادی طولانی و کشدار می‌نماید که همین فرآیند تکرار در این صحنه موجب از بین رفتن ریتم و ضرباهنگ نمایش می‌شود و علاوه بر از بین رفتن زودهنگام تعلیق داستانی و فرجام نمایش، ارتباط مخاطب با نمایش را دچار تنش می‌کند و نمی‌تواند پایان مناسبی را برای نمایش رقم بزند.




ارسال نظر - ۰نظر

آخرین مطالب

”مشق عشق” در تالار محراب
۱۴:۳۵ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
اجرای پایانی نمایش ”گالیله” جمعه 21 اسفندماه
۱۳:۵۹ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
”حمید شاه‌‌آبادی” معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد
۱۳:۵۶ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
اعلام متون پذیرفته شده جشنواره سراسری تئاتر دانشگاه‌های پیام نور
۱۳:۳۸ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
اعلام نتایج مرحله بازبینی بخش تئاتر خیابانی جشنواره تئاتر دانشگاهی
۱۳:۳۲ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
این نمایش با خواست زنده یاد ”حسن حامد” به صحنه رفت
۱۳:۰۱ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
یعقوبی، یاراحمدی، کیانی و مرزبان چهار نامزد هیأت مدیر خانه تئاتر
۱۲:۵۹ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
پایان اجرای ”شرق غزل” در تالار مولوی
۱۲:۴۲ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
نقد و بررسی نمایش ”به خاطر یک مشت روبل” در فرهنگسرای انقلاب
۱۲:۴۰ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
شیراز؛ ایستگاه پایانی اردیبهشت تئاتر ایران
۱۲:۳۲ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
اعلام اسامی هیأت داوران بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی سیزدهمین جشنواره ملی تئاتر مقاومت ـ فتح خرمشهر
۱۲:۳۰ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
یادداشت ”حسین مسافر آستانه” در مورد تجمیع جشنواره‌های تئاتر دینی(3):
۱۱:۴۱ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
”مصاحبه” محمد رحمانیان در خانه کوچک نمایش
۱۱:۳۸ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
برگزاری مسابقه نمایشنامه نویسی ”نیدردال” در انگلیس
۱۱:۳۶ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
انتشار فراخوان اجرای نمایش‌های کودک در فرهنگسرای نیاوران
۱۱:۳۴ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۸