گفت‌وگو با ایوب آقاخانی نویسنده و کارگردان نمایش”مرثیه‌ای برای یک سبک وزن”

چیرگی وجه کارگردانی بر وجه نویسندگی

مهرداد ابوالقاسمی: ایوب آقاخانی، نمایش جدیدش را با سبک و سیاقی جدید و کاملاً متفاوت با آثار گذشته‌اش و با تکیه بر موقعیت‌های کمدی روی صحنه آورده است. او که پیش از این بیشتر آثارش در بستر رئالیسم اجتماعی شکل می‌گرفت، این بار تراژیک‌ترین اتفاقات روزمره مردم جامعه را در قالبی کمدی روی صحنه برده است.

آقاخانی معتقد است: در نگارش این نمایشنامه در حوزه دیالوگ‌نویسی و ساختمان به آثار ‌ دیوید ممت، سام شپارد و وودی آلن نزدیک شده است.
به بهانه اجرای نمایش"مرثیه‌ای برای یک سبک وزن" با او گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که می‌خوانید:
***
تا پیش از اجرای این نمایش، آثار شما را می‌شد در یک سبک و سیاق خاص بررسی کرد. اما نمایش"مرثیه‌ای برای یک سبک وزن" اثری کاملاً متفاوت نسبت به کارهای گذشته‌تان است. این تفاوت‌ها از کجا نشأت گرفته است؟
من فقط یک چیز را دوست دارم که به عنوان سبک من جا بیفتد،(البته اگر واقعاً در کارهای من سبکی وجود دارد) و آن هم این است که ایوب آقاخانی با وجود داشتن دغدغه‌های فراوان، یک تکنیسین درام‌نویسی تئاتر است. من ادعا می‌کنم که در فضاهای مختلف با تکیه به فرمول و تکنیک و الگوها می‌توانم کار کنم و در همه آن‌ها هم حداقل نمره قبولی را بگیرم. در این نمایش هم البته می‌توان ردپای آشنای من را پیدا کرد؛ اما یک دگردیسی بزرگ در فضا، ژانر، نوع اجرا، بازیگران و... وجود دارد که همین‌ها مخاطب را به این صرافت می‌اندازد که شاید ایوب آقاخانی شیوه کارش را تغییر داده است. اما اگر بررسی کنید، متوجه تلاش‌های من از اولین کارم تا به این جا در حوزه‌های مختلف به خصوص در نویسندگی می‌شوید. حتی در متن‌هایی که برای دیگران نوشته‌ام، فضاهای متنوع و مختلفی وجود دارد. در بین آثارم البته کارهای رئالیسم اجتماعی معاصر زیاد وجود دارد، اما کارهای آرکائیک و غنایی و ابزورد هم در پرونده‌ام دارم. حتی اثر ایدئولوژیک‌ از جنس تکنیک‌مند هم نوشته‌ام. نمایش‌هایی براساس شیوه‌های اجرایی ایرانی و غربی در کنار کارهای فرمال و قراردادی و مبتنی بر حرکت دارم. اما دوست دارم بیشتر این تنوع دیده شده و این مسئله عیان شود که می‌توانم در هر فضایی تجربه کنم و حداقل از آن نمره 10 قبولی را بگیرم. حالا گاهی این تجربیات بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد و گاهی کمتر. این تکنیک‌مداری شخصی من است که آن را بیشتر به عنوان سبکم دوست دارم به مخاطبم معرفی کنم.
بحث من بیشتر در حوزه نمایشنامه است. در کارهای قبلی شما تمرکز روی دیالوگ‌نویسی و شخصیت‌پردازی بود. در این نمایش اما تمرکز کاملاً روی فضا و موقعیت است. تمام عناصری که پیش از این مبنای اثرتان بوده امروز و در این نمایش جای خود را به شیوه اجرایی داده است.
با شما موافقم. به اندازه کارهای قبلی من طمطراق دیالوگ‌ها وجود ندارد، اما نوشتن این جنس از دیالوگ‌ها کار بسیار سخت‌تری است و ادعا می‌کنم که کمتر کسی در ایران این قدر تلاش کرده تا بلکه بتواند نوع فارسیِ دیالوگ‌ها و ساختمان آثار"‌ممت" را تقلید کند. در واقع این اقدام، تقلید و تأثری است از شیوه نمایشنامه‌ نوشتن و دیالوگ‌نویسی آنان که البته کار بسیار دشواری است. فقط آرایه‌های ویژه‌ای که قطعاً در آثار رئالیستی‌ام وجود دارد، در این اثر وجود ندارد. نوشتن این نوع دیالوگ کم توجهی به دیالوگ نیست. بلکه توجه ویژه به نوع خاصی از دیالوگ است که نوشتن آن به این آسانی‌ها هم نیست. البته شاید صنایع ادبی در آن کمتر به کار رفته شود و رنگ مایه‌های شخصیت کمتر در واژگان جا خوش کرده باشد. اما در نهایت آن چه که در صحنه اتفاق می‌افتد، باز هم سرشار از ترفند، تکنیک و ویژگی‌های تکنیکال دیالوگ‌نویسی است. اما بسیار کوتاه کوتاه و شتابنده و سوءتفاهم برانگیز تواتر این دیالوگ‌ها رخ می‌دهد. شخصیت‌ها مدام در سوءتفاهم آن چه که گفته‌اند و شنیده‌اند به سر می‌برند و همین مسئله در تقویت موقعیت کمیک عمل می‌کند.
در آثار قبلی‌تان بحث رئالیسم اجتماعی مطرح بود و حتی به سمت آثار رادیویی پیش رفتید و با تکیه بر تاثیر کلام و نوع روایت و قصه‌گویی و شکل‌گیری اتفاقات از طریق کلام، نمایش را پیش ‌می‌بردید. در این نمایش از کارهای رادیویی فاصله گرفته و رویکرد جدیدی را پیش گرفته‌اید. این رویکرد جدید از کجا پدیدار شده است؟
اتفاقا این نمایش نمونه بسیار خوبی است که به لطف شما و به مدد قلمتان تا حدی به دوستان کم توان در حوزه بحث‌های آکادمیک و‌ نقد که همیشه فکر می‌کنند تعدد دیالوگ یعنی رادیویی بودن، ثابت کند که ایوب آقاخانی اگر بخواهد می‌تواند آن سبک و سیاق را کنار بگذارد و به اکت‌های کاملاً تصویری تکیه کند. به طور قطع ضرورت آن نمایشنامه‌ها دیالوگ محور بودن آن‌هاست. در این نمایش دیالوگ محور بودن اصلاً ضرورت نیست و به همین دلیل کاملاً از آن فاصله می‌گیرم. فضای نمایش فضایی است که باعث ارتباط زنده‌تر با مخاطب می‌شود. در حقیقت این فضا و ارتباط، نبض تپنده اثر به عنوان یک اثر به روز است.
پیش از این در نمایش‌هایتان نوع و روایت به گونه‌ای بود که فضا ساخته می‌شد. یعنی فضای نمایش کاملاً برگرفته از رویدادها و اتفاقات بود، در حالی که این بار دیالوگ‌ در اختیار فضا قرار گرفته است. این قاعده را شکستن سخت نبود؟
درست می‌گویید. خیلی سخت بود اما"ور" کارگردانی‌ام در این نمایش به"ور" نویسندگی‌ام چیره شده است. در عین حال خیلی خوشحال هستم که در این نمایش منتقدانم را راضی‌تر کرده‌ام. حداقل برای قضاوت کارهای بعدی‌ام که دوباره ممکن است رجعت جذابی به دیالوگ‌ داشته باشم، که بیماری علاج‌ناپذیر من است.
تعویض صحنه در این نمایش در مقابل چشم مخاطب صورت می‌گیرد و قرارداد صحنه‌ای میان مخاطب و صحنه شکسته می‌شود و این مرز حتی در طراحی صحنه هم برداشته می‌شود. چرا این شیوه طراحی‌ را برای دکور نمایش انتخاب کردید؟
در حقیقت من از توانایی و خلاقیت ویژه خانم لادن سیدکنعانی در طراحی صحنه سوءاستفاده کردم! این طراحی خلاق امکانات ویژه‌ای برای اجرا فراهم کرده است. در این نمایش از برهنگی سالن سایه استفاده کرده‌ایم. قرار است این کار درباره یک سری دیدگاه‌ها و موقعیت‌ها باشد و در عین حال در مظان نقد مخاطب قرار بگیرد. می‌خواستم بگویم اگر اتفاقی برای شخصیت‌ها رخ می‌دهد به خاطر تصمیمات خودشان است. سادگی هدایت عامل‌هاشمی باعث شکل گرفتن تمام این اتفاقات می‌شود. زمانی این اندیشگی اثر صریح‌تر می‌شود که بازیگران موقعیت‌ها و دکور را جابه‌جا می‌کنند. آن‌ها هستند که خانه را به کافه یا کنار خیابان و... تبدیل می‌کنند. این اقدام در تقویت همین اندیشه ساده است و قرار است در یک جریان کمیک به هجو یا هزل برخی موقعیت‌ها و شرایط و دیدگاه‌ها بپردازیم و به نظرم به عنوان کارگردان این اقدام ترفند خوبی است که جواب نیازهای ما را هم داده است.
محیط در نگارش این متن خیلی تاثیرگذار است. شما با اتکا به جزئیات، فضای کار را تشکیل داده‌اید. آیا واقعاً رئالیسم اجتماعی این بار در درون خودتان اتفاق افتاده که این نمایش این گونه روایت و اجرا می‌شود؟
من این مساله را وظیفه خود می‌دانم. یک هنرمند باید از جامعه تاثیر بگیرد و بر جامعه تاثیر بگذارد. به نظر من این کمترین کاری است که یک هنرمند تئاتر می‌تواند انجام دهد. با حرف شما کاملاً موافقم؛ ولی تاکید می‌کنم که این تاثیر روی بازنویسی بیشتر بوده است.
 


ارسال نظر - ۰نظر

آخرین مطالب

لغو نشست پرسش و پاسخ نمایش "عیش و نیستی"
۱۶:۰۲ - ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
اجرای آثار شهرستانی در جشنواره نمایش ایمایی اشراق
۱۴:۵۳ - ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
سال 89؛ بازگشت داود میرباقری به تئاتر
۱۳:۴۱ - ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
نقد و بررسی ”داستان یک پلکان” در فرهنگسرای بهمن
۱۳:۳۷ - ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
همکاری لیلی رشیدی با ”پروفسور بوبوس”
۱۳:۲۳ - ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
سفیر اتریش به تماشای ”تراژدی رستم و سهراب” نشست
۱۳:۲۱ - ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
برگزاری انتخابات 3 انجمن خانه تئاتر
۱۳:۲۱ - ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
ادامه برگزاری نشست‌های ”چالش‌ بازیگر و کارگردان” به سال آینده موکول شد
۱۳:۲۰ - ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
برگزاری پنجمین دوره انتخابات هیات مدیره انجمن منتقدان و نویسندگان تئاتر خانه تئاتر
۱۳:۱۷ - ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
هدف ما نگاه درست به مقوله تبلیغات به منظور جذب مخاطب است
۱۳:۱۴ - ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی در ترکیه
۱۱:۰۲ - ۲۰ بهمن ۱۳۸۸
تخفیف ویژه نمایش ”مکاشفه در باب یک مهمانی خاموش” برای دانشجویان و هنرمندان
۱۶:۲۰ - ۱۹ بهمن ۱۳۸۸
”سرزمین سفید” به تالار محراب رسید
۱۶:۰۸ - ۱۹ بهمن ۱۳۸۸
حیات النفوس،‌ کارگردان:ماندانا انصاری، عکس:مهدی حسنی
۱۶:۰۱ - ۱۹ بهمن ۱۳۸۸
نمایش ”خیمه‌گاه رفتگان” در چهارمحال‌‌وبختیاری
۱۵:۵۴ - ۱۹ بهمن ۱۳۸۸