پایتخت غمگین

نگاهی به نمایش”رقص زمین” نوشته و کار حسین پاکدل

مهدی نصیری: تئاتر ایران با همه ژانرها و اشکال و حوزه‌های نمایشی‌ای که آن‌ها را شامل می‌شود و با توجه به تنوع و گوناگونی مضامین و موضوعات داستانی‌ همواره در حوزه اجتماعی با کاستی‌ها و کمبودهایی مواجه بوده است.

شاید مهم‌‌ترین کاستی‌ها در حوزه پرداختن به نمایش‌های اجتماعی مربوط به کمیت آثار تولیدی در این گستره باشد. هر ساله تنها تعداد معدودی نمایش اجتماعی در ایران تولید می‌شوند که تازه این نمایش‌ها هم گرایش‌های محسوس و قابل ملاحظه‌ای به حوزه‌های سیاسی دارند و صرفاً اجتماعی نیستند.
نمایش"حسین پاکدل" که نشانه‌هایی از جانشینی استعاره‌ای را نیز در عنوانش دارد ـ رقص زمین ـ یکی از این نمایش‌هاست که با نگاهی غیررئالیستی و در قالب نمادها و نشانه‌های ضمنی موضوع و مضمونی اجتماعی را در پس یک موقعیت بحرانی به روایت می‌گذارد و در عین حال تلاش دارد تا با اجرایی غیر واقع‌گرایانه، واقعیت‌های اجتماعی‌اش را بیان کند.
تنها چند لحظه تا وقوع زلزله شدید پیش‌بینی شده در تهران باقی مانده و مهدی که سال‌ها جلوی قاب دوربین تلویزیونی ظاهر نشده بود، حالا در یک برنامه زنده باید درباره زلزله و وقوع آن با مردم صحبت کند. این برنامه زنده در فواصل متعدد قطع می‌شود و به زندگی فردی، خانوادگی و تقابل حضور اجتماعی مهدی با سیاست‌های اجتماعی پیوند می‌خورد. در واقع این زلزله و زمینه‌های فشرده شدن تا آزاد سازی فشار آن در همنشینی با زلزله‌ای فردی و اجتماعی ـ با کنایه ـ قرار می‌گیرد؛ همزمان با زلزله تهران همه فشارهای فردی ـ مهدی و پیام ـ و نیز فشارهای اجتماعی زمانه آماده انفجاری درونی هستند.
نگاه حسین پاکدل به موضوع فشارهای اخلاقی و انسانی در فرد و تعمیم دادن آن به گستر‌ه‌ای وسیع‌تر ـ اجتماع ـ را البته نمی‌توان نگاهی جدید و تازه دانست. پاکدل با یک رویکرد کلی محتوایی قصد دارد تا انسان آرمانی را در جامعه منتخبش در تقابل با رویدادهای اجتماعی به چالش بگذارد. پیام که یک پایش را در جنگ از دست داده و بیست‌وشش سال است که آب نمی‌خورد، مهدی که به دنیای مرده‌ها و ارواح و خروج داوطلبانه از درگیری‌های اجتماعی‌ تن در داده و عاطفه که در تلاشی مداوم و سیری‌ناپذیر برای احقاق حقوق اجتماعی و تماشای لبخند رضایت در صورت فرشته عدالت است، برگزیدگان جامعه در"رقص زمین" هستند و گویی این که تمام فشارها و بحران‌های ریز و درشت جامعه‌شان را در شخصیت انسانی و اخلاقی‌شان نهفته دارند.
بگذریم از آن که مادر و فرشته و حضور شبح‌وارشان همراه با روح‌ پدر نیز بخشی از این جهان خانوادگی و دنیای کوچک اجتماعی را به خود اختصاص داده‌اند. اما در نمایش حسین پاکدل همین گروه آرمانی از انسان‌ها یک تنه در مقابل همه رخدادهای اجتماعی درو‌ن‌شان قرار می‌گیرند و ناگریز به مرور گذشته می‌پردازند تا رسیدن به نقطه زلزله و انفجار را هشدار بدهند.
اما همان گونه که ذکر شد این نگاه و رویکرد مضمونی در نمایش حسین پاکدل اولاً نگاه تازه‌ای نیست. دوماً این که کلی است و هیچ گاه به صورت روشن و معلوم، آن چنان که در ساختار و محتوای درام به آن نیاز هست، مطرح نمی‌شود. در واقع به همین دلیل هم هست که داستان، ناچار به رجوع به گذشته می‌شود. خاطرات را نقل می‌کند و ناگریز وارد ساختار روایی می‌شود. روایت در بیشتر فصول"رقص زمین" جای عمل دراماتیک را می‌گیرد و چالش میان کلیت ایدئولوژیک و نقد کلی‌نگر اجتماعی به جای عمل مشخص و تاثیرگذار دراماتیک می‌نشیند. هر چند باید اعتراف کرد که همین کلی گویی و روایت گسترده موضوعی در جاهایی خوب از کار درآمده و مثلاً آن جا که این روایت در مرور تاریخ اجتماعی دو سده اخیر کاملاً‌ منطبق بر فرم اجرایی قرار می‌گیرد، برای مخاطب دلچسب و دوست داشتنی و تاثیرگذار است. در این صحنه مهدی، عاطفه و پیام در مقابل تماشاگر و با کمک صداهای خارج صحنه، همه اتفاقات مهم تاریخی، اجتماعی و سیاسی تهران را در فاصله میان دو زلزله بزرگ این شهر مرور می‌کنند و با از میان رفتن، مردن و کشته شدن هر یک از آشنایانشان با افسوس پرپر شدن آن‌ها را به یاد می‌آورند؛
ـ پیام: خسته شدم از این همه پرپر...
مرور خاطرات و یادآوری پرپر شدن‌ها در لابه‌لای صفحات تاریخی ـ اجتماعی شهر تهران ـ‌ به عنوان گستره منتخب از جامعه مورد نظر کارگردان، در واقع همان زمینه ژرف ساختی است که در پس بر هم خوردن و فشرده شدن جغرافیای تهران مطرح می‌شود و مقایسه این دو، پیام و محتوای نمایش را نیز نتیجه می‌دهد.
در این همنشینی ساختاری و جانشینی ژرف ساختی اما بیش از آن که اندیشه و فکر تماشاگر تحریک شود، احساسات او قلقلک می‌شوند؛ در تصویر و فضایی که حسین پاکدل از آدم‌های تنها و بی‌کس و کار ساکن در تهران نشان می‌دهد و پس از آن همه پرپر شدن تهران چه قدر خاکستری و تیره و چه قدر غمناک و غمگین به نظر می‌رسد و دماوند چه قدر دل‌آزرده و آماده فوران نشان می‌دهد.
طراحی صحنه نمایش حسین پاکدل هم در حوزه بصری چنین احساسی را در مخاطب تقویت می‌کند. صحنه از پایین و کف آن ـ که هم سطح با ردیف اول تماشاگران است‌ ـ در خانه مهدی و عاطفه شروع می‌شود و با چند حوزه اختلاف سطح به یک نقطه در بالاترین سطح خود می‌رسد؛ این چینش از قاعده هرم(خانه پیام) شروع می‌شود و به صندلی که روی آن تصویر دماوند طراحی می‌شود ختم می‌گردد. هرمی که هر چه به رأس آن نزدیک می‌شویم، نقطه بحران مرکزیت و اهمیت بیشتری می‌یابد و از عرض آن کم می‌شود؛ یعنی تصویری از دماوند!
حسین پاکدل با رنگ‌آمیزی صحنه، استفاده از نقش‌پوش‌ها و طراحی لباس و صحنه، در واقع تصویری از فضای مورد نظر را ارائه می‌کند و با ترسیم خطوط اهمیت در اختلاف سطح‌ها تصویر واقعی دماوند آماده فوران را در پس ذهن تماشاگرش نقش می‌زند.
گفتیم که موضوع اجتماعی نمایش پاکدل، زیاد هم تازه و جدید نیست، اما نمایش در برخی فصول تکان دهنده و تاثیرگذار نشان می‌دهد! دلیل آن هم همراهی و همنشینی قصه جامعه، داستان با یک اتفاق مهم است که دست کم بخشی کوچک از دغدغه‌های روزمره مخاطبانش را چند سالی است به خود مشغول کرده است. این دغدغه کوچک همان پرداخت کنایی و استعاره‌ای زلزله است که در کمین شهر تهران نشسته و هر لحظه همچون یک خطر مهلک مردم را تهدید می‌کند.
"رقص زمین" با لحنی ساده و نیز همنشینی یک بحران واقعی در کنار زندگی اجتماعی شخصیت‌های داستانش به خوبی توانسته در گستره اجتماعی تاثیرگذار باشد و پیام مهمش را نیز در معرض انتقال قرار ‌دهد.
اما ای کاش جذابیت و حساسیت دراماتیکش را که وابسته به رسیدن به مرحله انفجار بحران است، بدون ضرورت استفاده از روایت و نقل خاطرات و تعریف گذشته در معرض اجرا بگذارد. همین وابستگی به تاریخ اگر باز هم داستانی و دراماتیک می‌شد یا دست کم در قالب عمل دراماتیک در نمایش قرار می‌گرفت، مسلماً بر شدت و کیفیت تاثیر بحران می‌افزود و حتماً گرایش‌های مختصر نمایش به شعار و زیاده‌گویی و مونولوگ‌های طولانی را هم کاهش می‌داد.

 


ارسال نظر - ۰نظر

آخرین مطالب

”مرده‌های بی‌کفن و دفن ” تیرماه به تئاترشهر می‌آیند
۱۵:۴۴ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
”کارنامه 19274 هنرمند شهرستانی” با تولید 1928 نمایش و 8921 اجرای عمومی
۱۵:۳۵ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
وداعی در میان نیست ...
۱۵:۳۱ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
گزارشی از اجرای نمایش‌ها بعد از تعطیلات نوروزی
۱۳:۵۱ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
”فاصله تاریک ستاره‌ها” در تالار مولوی
۱۳:۳۹ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
بهاریه ”حسین پارسایی” به مناسبت فرا رسیدن سال جدید
۱۳:۱۵ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
استقبال بیش از 5 هزار نفر از نمایش ”به خاطر یک مشت روبل”
۱۳:۱۰ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
گزارشی از فعالیت‌های انجمن هنرهای نمایشی ایران در سال 88
۱۳:۱۰ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
اطلاعیه انجمن هنرهای نمایشی درباره سالنامه تئاتر ایران
۱۳:۰۸ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
برگزاری جشنواره سالیانه تئاتر زنان به کمک انرژی خورشیدی
۱۳:۰۴ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
کتاب چشم‌انداز تئاتر ایران منتشر شد
۱۳:۰۳ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
”آرش عباسی” و تولید تئاتر تلویزیونی ”آفتاب از میلان طلوع می‌کند”
۱۳:۰۱ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
انتشار فراخوان هفدهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان
۱۳:۰۱ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
فراخوان هفدهمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان 16 تا 20 مهرماه 1389
۱۱:۵۰ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸
برگزاری سمینار بین‌المللی با موضوع تئاتر ایران و تئاتر تجربی
۱۰:۴۱ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸