- ”مردههای بیکفن و دفن ” تیرماه به تئاترشهر میآیند
- ”کارنامه 19274 هنرمند شهرستانی” با تولید 1928 نمایش و 8921 اجرای عمومی
- وداعی در میان نیست ...
- گزارشی از اجرای نمایشها بعد از تعطیلات نوروزی
- ”فاصله تاریک ستارهها” در تالار مولوی
- بهاریه ”حسین پارسایی” به مناسبت فرا رسیدن سال جدید
- استقبال بیش از 5 هزار نفر از نمایش ”به خاطر یک مشت روبل”
- گزارشی از فعالیتهای انجمن هنرهای نمایشی ایران در سال 88
- اطلاعیه انجمن هنرهای نمایشی درباره سالنامه تئاتر ایران
- برگزاری جشنواره سالیانه تئاتر زنان به کمک انرژی خورشیدی
- کتاب چشمانداز تئاتر ایران منتشر شد
- ”آرش عباسی” و تولید تئاتر تلویزیونی ”آفتاب از میلان طلوع میکند”
- انتشار فراخوان هفدهمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان
- فراخوان هفدهمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان 16 تا 20 مهرماه 1389
- برگزاری سمینار بینالمللی با موضوع تئاتر ایران و تئاتر تجربی
- باید در زمان حضور و زنده ماندن هنرمندان قدردان تلاش آنان باشیم
- شماره جدید مجله نمایش منتشر شد
- اجرای دو نمایش جدید از اواسط فروردینماه در تالار هنر
- داوران بخش پژوهش سیزدهمین جشنواره بینالمللی تئاتر دانشگاهی
- دیدار بیش از 136 هزار نفر در سال 1388 از نمایشهای مجموعه تئاترشهر
گفتوگو با محمدحسین ناصربخت نویسنده و کارگردان نمایش”حسنی و دیوها”
به دنبال نمایش اپیک ایرانی هستم
سعید احمدوند:
محمدحسین ناصربخت از پژوهشگران تعزیه است که تاکنون فعالیتهای زیادی در این عرصه داشته است. او علاوه بر تعزیه همواره در زمینه نمایشهای آئینی ـ سنتی هم به عنوان محقق و پژوهشگر فعالیت کرده و تسلط زیادی در حوزه نمایشهای آئینی ـ سنتی و داستانهای کهن و فولکلور ایرانی دارد.
ناصربخت که حدود یک دهه است در عرصه تئاتر کودک فعالیت میکند، این روزها نمایش"حسنی و دیوها" را در تالار هنر روی صحنه برده که براساس داستانهای کهن است.
گفتوگوی سایت ایران تئاتر با او را میخوانید:
***
راجع به نگارش نمایشنامه بر مبنای شخصیت حسنی توضیح میدهید و این که چرا این شخصیت را به عنوان محور داستان انتخاب کردید؟
اگر به کارهای قبلی من که در عرصه تئاتر کودک اجرا شده، نگاه کنید، میبینید که از سال 79 با نمایش"قصه گرگ گرسنه" که متعلق به ادبیات شفاهی ایران است، نگاه و رویکرد جدیدی به ادبیات کهن و شخصیتهای آن و اجرای نمایش برای کودکان داشتم. من معتقدم که میتوان قصههای کهن را به نوع دیگری برای بچههای امروز تعریف و حتی در غالب نمایشنامه اجرا کرد. کودکان امروز نکات جدیدی را در درسهایشان دریافتهاند و آشناییهای خاصی با رسانههای مختلف دارند. حتی برنامهریزیهایی صورت گرفته تا بچهها به سمت تحقیق و پژوهش در درسهایشان گام بردارند و با پرسش و نگاهی انتقادی به گذشته بنگرند. سعی کردم در قصه"گرگ گرسنه" این رویکرد را حاکم کنم و از منظری دیگر این قصه را ببینم و این روال همچنان هم ادامه دارد. میتوان گفت به نوعی این داستانها را برای روزگار معاصر بازسازی میکنم یا این که از نو مینویسم.
برای نگارش نمایشنامه"حسنی و دیوها" هم همین رویکرد از نگاه معاصرسازانه را مد نظر داشتید؟
بله. این نمایشنامه را هم با همین نگاه و با استفاده از قصه معروف"حسن کچل" شروع به نوشتن کردم. برخورد حسنی با دیوها و شکست دادن آنها محور و مبنای اصلی بود. البته به نظر میرسید که حسنی صرفاً با اتکا به شانس و بخت و اقبال نمیتوانست پیروز و موفق باشد، بنابراین دنبال یک نقطه قوت در او گشتم و به جای تنبلی که ویژگی اصلی او بود، او را فردی کتابخوان معرفی کردم که چندان اهل عمل نیست و بیشتر دوست دارد کتاب بخواند و در کنج عزلت خود باشد. حتی برای بیرون آوردن او از خانه هم تلاش کردیم تا انگیزههای جدیدتری را طراحی کنیم که این انگیزهها معمولاً در زندگی نوجوانان مطرح میشود.
علاوه بر اینها با حفظ اصالت اثر، به نوعی دیوها را هم تغییر دادهاید.
به نظرم رسید که طراحی دیوها باید جدیدتر باشد. در آموزش و پرورش جدید هم مدام بحث بر این است که بچهها باید پرسشگر بار بیایند و سوال کردن را بیاموزند. در حقیقت بچهها با این خصوصیت میتوانند آیندهای بهتر را برای کشور رقم بزنند. بنابراین با این ویژگی، دیوها که نیروی مقابل حسن هستند را طوری طراحی کردم که قصد جلوگیری از روحیه پرسشگری و سوال کردن او را دارند. در حقیقت نیاز به این روحیه وجود داشت و نیروهای مخالف باید این گونه طراحی میشدند. با استفاده از نقاط ضعفی که دیوها دارند، تقابلها شکل میگیرد و ضعف دیوها آشکار و حسن با استفاده از آنها بر دیوها فائق میآید. البته این نمایش هم بیشتر برای گروه سنی 10 تا 15 سال طراحی شده، ولی کوچکترها هم میتوانند از این نمایش بهره لازم را ببرند.
در این روند معاصرسازی، به خصوص در زمینه کلام به همان شعر کهن و کلاسیک اتکا کردهاید. فکر نمیکنید نیاز بود تا در این زمینه هم معاصرسازی مدنظرتان را اعمال کنید؟
سعی کردم از ابزارهای مختلفی در این معاصرسازی استفاده کنم. یکی از این ابزارها استفاده از متلها و ترانههای قدیمی بود. حتی از چارپارههایی که در بازیهای بچهگانه استفاده میشد هم بهره گرفتهام. به دلیل آشنایی ذهنی قبلی مخاطب سعی کردم از این عناصر استفاده کنم. همچنین با این کار میتوانستیم وجد زیادی را در میان تماشاگران ایجاد کنیم. علاوه بر استفاده از شعر عوامانه فارسی، واژههای جدید را هم به کار گرفته و نکات جدیدی را هم مطرح کردهام که اتفاقاً سوالبرانگیز هم هستند. حتی این که بچهها در حین تماشای نمایش از بزرگترها سوال کنند، از نظر من ایرادی نیست، ولی در مجموع نظرم این بود که همان طور که حسن یک شخصیت پرسشگر دارد، کودکان هم به پرسشگری روی بیاورند.
حتی در آهنگسازی نمایش و نوع به کارگیری آلات موسیقی هم به موسیقی سنتی و سازهای اصیل ایرانی روی آوردهاید. این به نوعی در تضاد با رویکرد معاصرسازانه شما در مورد داستان است.
این روش من است. فکر میکنم میشود از ابزارهای سنتی در روزگار معاصر استفاده کرد؛ چون آشنایی ذهنی مخاطب به ما کمک میکند. البته میتوان در جهت دیگری هم از این ابزارها استفاده کرد. به هر حال من به دنبال نوعی نمایش اپیک ایرانی هستم و در این راه از ابزارها و عناصر ایرانی بهره میگیرم. در نمایش روایی از تکنیکهای آشنا و نمایشهای سنتی استفاده میکنم. البته این کاری است که قبلاً توسط غربیها هم انجام شده و اگر بخواهیم این اتفاق رخ بدهد باید به سمت نمایشهای خودمان برویم. قصد من این بود که این موقعیت را از طریق آشنایی ذهنی مخاطب به وجود بیاورم.
به نظر شما تعداد شخصیتهای نمایش"حسنی و دیوها" زیاد نیست؟ فکر نمیکنید این تعدد شخصیتها باعث سردرگمی مخاطب نوجوان شود؟ واقعاً نمیشد با تعداد شخصیت کمتر، داستان نمایش را پیش برد؟
در نمایش ما یک شخصیت اصلی وجود دارد و بقیه شخصیتها یاریگر هستند که در حقیقت جامعه را ترسیم میکنند. فکر نمیکنم خیلی تعدد شخصیت داشته باشیم. به نظر من تئاتر در شکل واقعی خود، اتفاقاً باید با تعداد بازیگران بیشتر طراحی و اجرا شود. مقصود من تئاتر کودک است. وقتی شخصیتی را در اجتماع قرار میدهیم باید نمایندگان مختلف اجتماع حضور داشته باشند. من معتقدم تئاتر در شکل درستش پرجمعیت است؛ چون یک هنر گروهی است.
ارسال نظر - ۰نظر
